تبليغاتX
کویمکال - آغاز سال نو
پاوه و اورامانات

آیین استقبال از آغاز سال نو در شهر پاوه

فروزان رسولی

 نوروز نوید‌بخش آغاز بهار است. ایرانیان همواره این روز را با برپایی جشن و سرور گرامی داشته‌اند. اما پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌های ما در پاوه نوروز را چگونه برگزارکرده‌‌اند؟ چند سال پیش در همین خصوص گزارشی تهیه کردم و در آن با دو تن از بزرگان شهر؛ حسین جباری و محمد انصاری به گفتگو نشستم که متاسفانه تا به امروز فرصت انتشار آن، جهت دسترسی عموم، پیش نیامد. این دو بزرگ اکنون به رحمت ایزدی پیوسته‌اند؛ یادشان گرامی...

اما آغاز سال نو در پاوه؛ حسین جباری آغاز کار را آغاز بهار عنوان کرده و گفت: از «پنجه» که از شدت باران کم می‌شد، دامداران به دامن دشت و کوه بازمی‌گشتند و باغبانان به سراغ باغ‌هایشان می‌رفتند. همه می‌دانستند بهار یعنی آغاز 7-8 ماه کار و تلاش برای 4-5 ماه زمستان سخت و سنگین زمستان پاوه.

در کتاب «جشن‌های آب» نوشته‌ی هاشم رضی، درخصوص »پنجه» آمده است: «از 26 اسفند تا سی‌ام پنجه کوچک است. پنج روز اندرگاه یا کبیسه، پنجه بزرگ بوده، این ده روز روی هم ایام فروردگان بود.» کتاب «فرهنگ عامه کرد» اثر «موسی پرنیان» هم می‌نویسد: «در سال شماری کردی پنج روز اول ماه اول سال را پنجه می‌گویند. این پنج روز در گاه‌شماری کردی در حساب سال و ماه نمی‌آید و مردم معتقدند در این پنج روز نباید کار مهمی جز کارهای روزمره و عادی انجام داد.»

اما فعالیت و کار و تلاش مانع برگزاری جشن نوروز نبوده است. مرحوم جباری می‌گفت: جوانان بر روی بام‌ها و بر بلندای کوه‌های پاوه آتش نوروزی را بر‌می‌افروختند؛ آتش‌افروزی مردم در شب چهارشنبه‌سوری و روز اول سال نو بوده است. محمد انصاری هم گفت: فضای بسته و کوچک پاوه باعث می‌شد تا به صورت خانوادگی کمتر آتش روشن شود و بیشتر جوانان بودند که این آتش‌ها را برمی‌افروختند. در کتاب جشن‌های آب آمده است که در بابل، کهن‌ترین سندی که در دست است مربوط به دوران گوده‌آ Gudea حدود 2300 سال پیش از میلاد می‌باشد و درباره جشن بهاری زگموک نوشته است: جشن زگموک را به نام و افتخار خداوند بزرگ، مردوک Marduk جشن می‌گرفتند و یکی از آداب مهم جشن، مقارن با سال نو، افروختن آتش بود.

اما پس از برافروختن آتش، جوانان کیسه‌ای را به جلوی در خانه‌ها برده یا از بالای سوراخ خانه‌ها آویزان می‌کردند و می‌گفتند: «شه‌و شه‌و براسه، چیشتی بنه نه‌توی خلاته» و هر کس در کیسه آنان چیزی قرار می‌داد و این هدایا از نان و کلوچه‌ی محلی را شامل می‌شد تا توت‌خشک. اما چرا این شعر به زبان هه‌ورامی نیست خود جای ابهام و پرسش دارد! پرسشی که از مورخان انتظار می‌رود پاسخگویش باشند.

یکی دیگر از مراسم‌های روزهای آخر سال (معمولاً جمعه آخر سال)، که محمد انصاری به آن اشاره کرد رفتن به قبرستان بوده که توسط افرادی که نزدیکان خود را از دست داده‌اند، اجرا می‌شد. آیینی که هم‌اکنون هم برگزار می‌شود و جالب است که این آیین هم در کتابهای تاریخی از آن یاد شده است و سابقه‌ی تاریخی دارد.

اما مرحوم انصاری در سخنان خود گفت علاوه بر برافروختن آتش‌نوروزی، مردم با برتن کردن جامه‌های نو و نیکو، پخت غذاهای خوب که عموماً »پلو» بوده است و دید و بازدید، به استقبال بهار می‌رفتند.

اکنون در پاوه بیشتر خانواده‌ها، چون دیگر نقاط ایران، با برافروختن آتش در شب چهارشنبه‌سوری و تدارک سفره هفت‌سین به استقبال نوروز می‌روند و البته همچنان آتش نوروز هم برافروخته می‌شود.  

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 22:27  توسط فروزان - فرزانه  | 

 

*
*
*
*
*
*
*