تبليغاتX
کویمکال
پاوه و اورامانات
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم اسفند 1388ساعت 22:55  توسط فروزان - فرزانه  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم اسفند 1388ساعت 8:40  توسط فروزان - فرزانه  | 

+ نوشته شده در  شنبه یکم فروردین 1388ساعت 2:0  توسط فروزان - فرزانه  | 

شورای اسلامی و شهرداری شهر پاوه!

 جاده‌ي گردشگری هم قربانی می‌شود؟!

فروزان رسولی

جاده‌ی گردشگری پاوه با برنامه‌ریزی سوداگران رو به نابودی‌ست. چند سالی است که شاهد ساخت و ساز و خاکبرداری‌های غیرقانونی در مسیر جاده‌ی گردشگری هستیم. در چند روز اخیر این جریان با خاکبرداریهای جدید در مسیر این جاده ابعاد تازه‌تری یافته است. این ساخت و سازها کاملاً غیرقانونی می‌باشند و در طرح هادی شهر پاوه، این مهم ذکر شده است. اما چرا این رویه آغاز شده و همچنان ادامه دارد؟ ساخت و سازهای یادشده باب پرسش‌های بسیاری در خصوص عملکرد شورای شهر و شهرداری شهر پاوه را باز کرده است. بسیاری از خانه‌های این مسیر، بخصوص منزل جدیدالاحداث واقع در دره نیشه کاملاً غیرقانونی بوده؛ اما هیچ اقدام قانونی در این زمینه از سوی شهرداری انجام نشده است و امکانات خدماتی چون آب، برق و ... هم به این منزل اختصاص یافته است! این درحالیست که طبق قانون، خانه‌ای که پروانه ساخت از شهرداری اخذ نکرده است، نباید هیچ امکانات خدماتی هم دریافت کند! علت اختیار کردن این سکوت طولانی مدت شورا و شهرداری پاوه چیست؟‍!

البته لازم به ذکر است که در پی خاکبرداری‌های غیرقانونی چند روز اخیر، شهرداری اقدام به نصب پلاکادرهایی با این مضمون نموده است: «قابل توجه کلیه شهروندان محترم، هرگونه ساخت و ساز و خاکبرداری در مسیر گردشگری (خیابان کمربندی) پیگرد قانونی داشته و درصورت چنین مواردی شهرداری با اختیارات قانونی خود نسبت به تخریب محل اقدام خواهد نمود»

اما همچنان که در تصویر شاهدیم هم خانه‌ی ساخته شده پابرجاست و هم بیل مکانیکی در کمال آرامش به کار خود ادامه می‌دهد، و این روزها هم شاهد پایه گذاری دیوار خانه ای جدید هستیم!

اگر طبق قانون و گفته شهرداری، این اقدامات غیرقانونی است، این افراد با چه مجوزی مشغول به کارند؟! امکانات خدماتی چون آب و برق و ... چگونه به یک ساختمان غیرقانونی اعطا شده است؟! آنچه که در عمل شاهد رویداد فاجعه‌اش هستیم و جاده‌ی گردشگری را به سمت نابودی هدایت می‌کند، با گفته‌های شورا و شهرداری سنخیت ندارد. مردم اکنون خواهان عمل‌اند. یعنی هنگامی که سوداگران در عمل، اقدام به تخریب جاده می‌کنند، شورا و شهرداری هم لازم است با عمل، اقدام به تخریب محل نمایند؛ نه اینکه با جریمه‌ی نقدی، مهر تاییدی بر نابودی جاده‌ی گردشگری بگذارند. این مهم جای هیچ تساهل و تسامحی ندارد. پرسش نابودی جاده‌ی گردشگری را باید به آیندگان این مرز و بوم پاسخ گفت. شورا و شهرداری پاوه اما ظاهراً همچنان قصد دارند به این سکوت ادامه دهند تا جاده‌ی گردشگری نیز، همچون هانه‌ساو قربانی شود.

من به عنوان یکی از شهروندان این دیار خواستار پاسخ صریح و عملی شورا و شهرداری هستم و امیدوارم هرچه زودتر با اقدامات عملی خود، ارمغان‌آور آرامش و سازندگی به این جاده باشند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 23:35  توسط فروزان - فرزانه  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 23:20  توسط فروزان - فرزانه  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 23:14  توسط فروزان - فرزانه  | 

نبایدهای جاده هانه‌ساو؛ لطفاً شاهو را قربانی نکنید!

فروزان رسولی

دانیل بل با اصطلاح آگاهی تئوریک می‌گوید تقدم تئوری بر تجربه‌گرایی و نظام‌مند کردن معرفت‌ها در سیستم‌های انتزاعی مبتنی بر نمادها، نوآوری بر مبنای اصول شناخته‌شده تئوریک را محقق می‌سزاد. چندان خالی از لطف نیست که گزارش را با این جمله جامعه‌شناس برجسته معاصر آغاز کرده‌ایم. جاده هانه‌ساو که توسط شورای اسلامی شهر پاوه و از اورینجان به سمت هانه‌ساو در بیدمیری (ویمیر) کشیده شده و به نام هانه‌ساو هم مشهور شده موضوع اینبار ماست:

نگاه نخست: با توجه به همین اصطلاح آگاهی تئوریک، امروزه هر پروژه‌ای با طرح امکان‌سنجی بررسی می‌شود تا ضرورت انجام یک طرح بررسی و سپس برای انجام آن تصمیم‌گیری شود. بنابراین احداث جاده هانه‌ساو در گام اول نیاز به امکان‌سنجی و پاسخ تئوریک به موضوع داشت. کیهان محی‌الدین‌زاده رئیس شورای اسلامی شهر پاوه می‌گوید: این جاده سنتی و جهت دسترسی و برای حل مشکل است. برای اتصال دو شهر احداث نشده که بار ترانزیتی از آن بگذرد و بنابراین نیازی به امکان‌سنجی نداشت. سراسر ییلاق (هوارگه) کردستان جاده دارند. او می‌گوید: شورا این پیشنهاد را مطرح کرد و گفتیم مردم ما از لحاظ مالی توان دسترسی به گردشگاههای اکثر شهرها را ندارند و از طرف دیگر علاقه خاصی به کوههای مناطق خودمان دارند. این جاده هم از بعد گردشگری قابل استفاده است و هم دامداران و زنبورداران می‌توانند از آن استفاده کنند و بنابراین تصمیم به احداث این جاده گرفتیم.

جالب توجه اینکه این جاده خاکی است و تنها خودروهای مخصوصی می‌توانند از آن عبور کنند و باز هم تنها کسانی که توان مالی بالایی دارند می‌توانند از امکانات این جاده استفاده کنند و البته جوانان موتورسواری که با عبورهای مکرر خود آرامش کوه را بر هم می‌زنند. از سوی دیگر هیچ روستایی هم در بالادست این جاده قرار ندارد که ضرورت رفاه حال مردم آن را توجیه کند. البته وجود جاده برای هوارگاههایی مثل مه‌هه‌ر در باینگان که به تمام مردم این منطقه خدمت‌رسانی می‌کند لازم و ضروریست، اما جاده هانه‌ساو چند هوارنشین را در برمی‌گیرد؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 22:59  توسط فروزان - فرزانه  | 

آیین استقبال از آغاز سال نو در شهر پاوه

فروزان رسولی

 نوروز نوید‌بخش آغاز بهار است. ایرانیان همواره این روز را با برپایی جشن و سرور گرامی داشته‌اند. اما پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌های ما در پاوه نوروز را چگونه برگزارکرده‌‌اند؟ چند سال پیش در همین خصوص گزارشی تهیه کردم و در آن با دو تن از بزرگان شهر؛ حسین جباری و محمد انصاری به گفتگو نشستم که متاسفانه تا به امروز فرصت انتشار آن، جهت دسترسی عموم، پیش نیامد. این دو بزرگ اکنون به رحمت ایزدی پیوسته‌اند؛ یادشان گرامی...

اما آغاز سال نو در پاوه؛ حسین جباری آغاز کار را آغاز بهار عنوان کرده و گفت: از «پنجه» که از شدت باران کم می‌شد، دامداران به دامن دشت و کوه بازمی‌گشتند و باغبانان به سراغ باغ‌هایشان می‌رفتند. همه می‌دانستند بهار یعنی آغاز 7-8 ماه کار و تلاش برای 4-5 ماه زمستان سخت و سنگین زمستان پاوه.

در کتاب «جشن‌های آب» نوشته‌ی هاشم رضی، درخصوص »پنجه» آمده است: «از 26 اسفند تا سی‌ام پنجه کوچک است. پنج روز اندرگاه یا کبیسه، پنجه بزرگ بوده، این ده روز روی هم ایام فروردگان بود.» کتاب «فرهنگ عامه کرد» اثر «موسی پرنیان» هم می‌نویسد: «در سال شماری کردی پنج روز اول ماه اول سال را پنجه می‌گویند. این پنج روز در گاه‌شماری کردی در حساب سال و ماه نمی‌آید و مردم معتقدند در این پنج روز نباید کار مهمی جز کارهای روزمره و عادی انجام داد.»

اما فعالیت و کار و تلاش مانع برگزاری جشن نوروز نبوده است. مرحوم جباری می‌گفت: جوانان بر روی بام‌ها و بر بلندای کوه‌های پاوه آتش نوروزی را بر‌می‌افروختند؛ آتش‌افروزی مردم در شب چهارشنبه‌سوری و روز اول سال نو بوده است. محمد انصاری هم گفت: فضای بسته و کوچک پاوه باعث می‌شد تا به صورت خانوادگی کمتر آتش روشن شود و بیشتر جوانان بودند که این آتش‌ها را برمی‌افروختند. در کتاب جشن‌های آب آمده است که در بابل، کهن‌ترین سندی که در دست است مربوط به دوران گوده‌آ Gudea حدود 2300 سال پیش از میلاد می‌باشد و درباره جشن بهاری زگموک نوشته است: جشن زگموک را به نام و افتخار خداوند بزرگ، مردوک Marduk جشن می‌گرفتند و یکی از آداب مهم جشن، مقارن با سال نو، افروختن آتش بود.

اما پس از برافروختن آتش، جوانان کیسه‌ای را به جلوی در خانه‌ها برده یا از بالای سوراخ خانه‌ها آویزان می‌کردند و می‌گفتند: «شه‌و شه‌و براسه، چیشتی بنه نه‌توی خلاته» و هر کس در کیسه آنان چیزی قرار می‌داد و این هدایا از نان و کلوچه‌ی محلی را شامل می‌شد تا توت‌خشک. اما چرا این شعر به زبان هه‌ورامی نیست خود جای ابهام و پرسش دارد! پرسشی که از مورخان انتظار می‌رود پاسخگویش باشند.

یکی دیگر از مراسم‌های روزهای آخر سال (معمولاً جمعه آخر سال)، که محمد انصاری به آن اشاره کرد رفتن به قبرستان بوده که توسط افرادی که نزدیکان خود را از دست داده‌اند، اجرا می‌شد. آیینی که هم‌اکنون هم برگزار می‌شود و جالب است که این آیین هم در کتابهای تاریخی از آن یاد شده است و سابقه‌ی تاریخی دارد.

اما مرحوم انصاری در سخنان خود گفت علاوه بر برافروختن آتش‌نوروزی، مردم با برتن کردن جامه‌های نو و نیکو، پخت غذاهای خوب که عموماً »پلو» بوده است و دید و بازدید، به استقبال بهار می‌رفتند.

اکنون در پاوه بیشتر خانواده‌ها، چون دیگر نقاط ایران، با برافروختن آتش در شب چهارشنبه‌سوری و تدارک سفره هفت‌سین به استقبال نوروز می‌روند و البته همچنان آتش نوروز هم برافروخته می‌شود.  

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 22:27  توسط فروزان - فرزانه  | 

کودکان استثنایی آیانی از جانب خداوند هستند

فروزان رسولی

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی/ اگر سفر نکنی،/ اگر چیزی نخوانی،/ اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،/ اگر از خودت قدردانی نکنی/ به آرامی آغاز به مردن می‌کنی/ اگر برده عادات خود شوی،/ اگر همیشه از یک راه تکراری بروی.../ اگر روزمرگی را تغییر ندهی/ اگر از رنگهای متفاوت به تن نکنی،/یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی...

پابلو نرودا گویی در این شهر با بک‌تک انسانها صحبت می‌کند تا عادت کنند که به هیچ چیز عادت نکنند. و یکی از عادتها شاید برخوردی باشد که با کودکان استثنایی وجود دارد. بر تابلوی اعلانات مرکز مهارتهای حرفه‌ای کیمیا جمله زیبایی حک شده است: « کودکان استثنایی آیاتی از جانب خداوند هستند و هر کدام پیامی به همراه دارند، بیایید به پیام خداوند گوش فرا دهیم» در پاوه دو مرکز آموزش کودکان استثنایی وجود دارد، طلوع و کیمیا که البته کیمیا مرکز مهارتهای حرفه‌ای این کودکان است. بهروز ظهرابی مدیر مرکز استثنایی طلوع شهر پاوه می‌گوید قبل از تاسیس این مرکز، کودکان استثنایی یا به مدرسه نمی‌رفتند و یا اینکه اگر از طریق روابط و یا دلسوزی در مدرسه‌ای جذب می‌شدند، پیشرفت تحصیلی نداشتند و گاهی به عنوان عوامل مخل و مزاحم در مدرسه‌ها مورد تمسخر قرار می‌گرفتند. تا اینکه در سال 1363 با همت شمس‌الدین خالصی، در کنار مدرسه عادی آن زمان چند کلاس استثنایی در گروه‌های ناشنوایان و کم‌توان‌ذهنی تشکیل شد.  بعد از تلاش بسیار معلمان استثنایی، از سال 63 به بعد خدمات آموزشی توانبخشی در گروههای نابینایان-نیمه‌بینا، ناشنوایان-نیمه‌شنوایان، کم‌توان ذهنی، بیش‌فعال، اختلالات یادگیری، جسمی-حرکتی، چندمعلولیتی، مرکز مهارتهای حرفه‌ای و دانش‌آموزان تلفیقی ارائه گردید. دانش‌آموزان این دو مرکز قوانین مدرسه‌های عادی را دارند، سرویس رفت و آمد آنان به صورت رایگان از جانب این مرکزها تامین می‌شود. برای ایجاد شناخت مثبت در میان جامعه، به مدت هشت سال است که به مناسبتهای مختلف در قالب نمایشگاه، توانمندیهای آنان به نمایش گذاشته می‌شود. جالب توجه اینکه دانش‌آموزان این دو مرکز در سال 1384 در مسابقه بین‌المللی نقاشی بلغارستان، ویژه دانش‌آموزان معلول ذهنی، شرکت و لوح تقدیر از آن کشور دریافت کردند و در حال حاضر دو نفر دانش‌آموز ناشنوا و یک نفر نابینا در دانشگاه‌های دولتی ادامه تحصیل می‌دهند، که در این مرکزها فاارغ‌التحصیل شده‌اند. عثمان فتاحی مدیر مرکز آموزش حرفه‌ای کیمیا هم ضمن اشاره به فعالیت سه ساله این مرکز در پاوه، خبر افتتاح دبیرستان دوره متوسطه حرفه‌ای را برای دانش‌آموزان استثنایی اعلام می‌کند که پاوه دومین شهر استان برای این آموزش است و می گوید در این مرکز سعی بر این است مهارتهایی به این دانش‌آموزان آموزش داده شود که در آینده آنان تاثیرگذار و کارآمد باشد و بدین ترتیب آموزش آنان در رشته‌های درودگری و معرق‌کاری انجام می‌گیرد. اما نکته جالب در سخنان مدیر کیمیا، مارک استثنایی دانش‌آموزان مهارتهای حرفه‌ای است که باعث می‌شود تا یک نجار در سطح شهر آنان را به عنوان شاگرد نپذیرد. فتاحی می‌گوید جامعه این دانش‌آموزان را بپذیرد. این کودکان درست است که مشکل دارند، اما اگر جامعه، مردم و نهایتاً فرهنگ آنان را بپذیرد، آنان زده نمی‌شوند. ظهرابی هم می‌گوید انتظار این مرکز از عموم شهروندان این است که با دانش‌آموزان استثنایی همانند دانش‌آموزان و فرزندان عادی خود، ارتباط برقرار کنند و هیچگاه از سر دلسوزی و ترحم به این دانش‌آموزان ننگرند، چرا که این عزیزان دانش‌آموزان معصوم و فرشتگان روی زمین هستند. سخن پایانی گزارش ما پیشنهادی بود که از سوی مدیر آموزش حرفه‌ای کیمیا ارائه شد، و آن اینکه برای کارهای هنری که توسط دانش‌آموزان استثنایی مرکز مهارتهای حرفه‌ای ساخته می‌شود، یک نمایشگاه دائمی برگزار شود تا ضمن یادآوری مهارتهای این دانش‌آموزان به جامعه، درآمدی برای آنان هم به همراه داشته باشد و از سوی دیگر حس مفید بودن در دانش‌آموزان استثنایی ساخته و تقویت شود. فراموش نکنیم؛ کودکان استثنایی آیاتی از جانب خداوند هستند.  

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 22:0  توسط فروزان - فرزانه  | 

بی خبر از حال هم تا صبح خوابیدن چه سود؟

بر مزار مردگان رفته نالیدن چه سود؟

زنده را تا زنده است باید به فریادش رسید

ورنه بر سنگ مزارش آب پاشیدن چه سود ؟

گر نرفتی خانه اش تا زنده بود

خانه صاحب عزا تا صبح خوابیدن چه سود ؟ 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 21:0  توسط فروزان - فرزانه  | 

 

*
*
*
*
*
*
*